|
به گزارش خبرنگار مهر، گوران که به همراه اشکان صادقی و سهیلا گلستانی در نشست حضور داشت، درباره شیوه اجرایی "یرما" گفت: "خود اثر شاعرانه است و ترجمههای متن اصلی هم به این شکل بوده است. ولی من در فکر معاصرسازی "یرما" بودم به نحوی که برای جامعه و انسان امروز قابل اجرا باشد. به همین خاطر کمتر روی موقعیت جغرافیایی اثر توجه کردم."
کارگردان "یرما" تأکید کرد: "اکثر آثار فدریکو گارسیا لورکا در ایران به سبک و روشی اشتباه کار شده است. کاری که شعرگونه است اگر تقویت شود زیاد مناسب نخواهد بود، بلکه یک کارگردان و گروه نمایشی باید سعی کنند وجوه مختلف آن را به تعادل برسانند."
وی ادامه داد: "تنها اجرای خوبی که از آثار لورکا در ایران دیدم کار "عروسی خون" به کارگردانی دکتر علی رفیعی بود. ولی بعد از آن هر کسی که آثار لورکا را به صحنه برد با همان شیوه این کار را انجام داد که مناسب نبود. من نمیخواستم وارد آن سبک شوم که با انگارههای ذهنی من همخوانی نداشت. من ترجیح میدادم از آن فضا حتی استفاده از سازهای اسپانیایی دور شوم."

گوران، صادقی، گلستانی
گوران با اشاره به اینکه برشها و صحنههای کوتاه را بیشتر از روایت یک داستان بلند دوست دارد درباره طراحی صحنه و لباس نمایش توضیح داد: "سفیدی یک فضای ایزوله ایجاد میکند. در عین حال کار بر اساس فضای ذهنی یرما طراحی شده و تمام فضا به سمتی میرود که ما از ذهن یرما به ماجرا نگاه کنیم. طراحی نیمکتها هم برای نشان دادن شناور و معلق بودن است."
وی درباره تأثیرگذاری نمایش روی مخاطب تئاتر اظهار داشت: "به نظر من "یرما" تأثیرگذار بوده، زیرا من مانند کار قبلی خود روی این موضوع کار کردهام. به گفته برخی مخاطبان هر زنی که به دیدن نمایش مینشیند بخشی از خود را در آن میبیند. من "یرما" را متناسب با زنان جامعه خودمان طراحی کردم."
صادقی بازیگر نمایش "یرما" درباره نگاه خود به سبک و روش اجرای نمایش گفت: "به نظر من وقتی بازیگر قبول میکند با کارگردانی کار کند دیگر مطابق نظر کارگردان به ایفای نقش میپردازد. من یکبار با خانم گلرخ میلانی و یکبار هم به صورت نمایشنامهخوانی "یرما" را کار کرده بودم. بعد از حدود شش سال به رضا گوران پیشنهاد اجرای این نمایش را دادم."
وی ادامه داد: "من و رضا با ایده یکسان و علاقه مشترک نمایش را برای اجرا آماده و با توجه به تکنیک تئاتر مدرن و دغدغه انسان معاصر کار را شروع کردیم. البته گاهی اختلافهایی داشتیم که بلافاصله به نقطه مشترک میرسیدیم و هدفمان نزدیک شدن به بازیهای بدون فرم بود. به نظر من این خود یک تنوع است، زیرا کار در حد استاندارد کارهای خارجی بود و فکر میکنم این مسیر درستی بود که کارگردان پیش روی ما گذاشت."
این بازیگر تئاتر درباره نوع طراحی صحنه نمایش "یرما" تصریح کرد: "وقتی به این نمایش نگاه میکنم از رنگ سفید و طراحی صحنه خوشم میآید. خود من به لحاظ فرم به نمایش نگاه میکنم. خارجیها بیمحابا از رنگ استفاده میکنند و در صحنههای نمایشی آنها رنگهای متنوع را شاهدیم. من وقتی به طراحی صحنه و لباس نمایش خودمان نگاه کردم احساس کردم سالن تئاتر عوض شده و یک فضای جدید در آن شکل گرفته است."
بازیگر نقش یرما نیز درباره نوع نگاه کارگردان به "یرما" گفت: "فکر میکنم کار سخت ما این بود که با حفظ اسامی همه چیز اثر را تغییر دادیم. البته ناگزیر بودیم گریزهایی به اصل اثر بزنیم، زیرا نمیشد همه آن را به صورت ایرانی اجرا کرد. ما با کمک یکدیگر اثری متفاوت و جدید از "یرما" ساختیم که در عین ملموس بودن، کاری امروزی، رئال و جدا از جنس اجرای آثار لورکا نیز باشد."
سهیلا گلستانی افزود: "مهم برای ما به روز بودن و معاصر بودن اجرا بود. برای خود من نیز این تجربه جدیدی بود زیرا ابتدا فکر میکردم باید سینمایی بازی کنم، ولی بعد متوجه شدم باید بین فضایی سینمایی و تئاتری بازی کنم و به قولی دنیایی جدید را ارائه دهم."
این بازیگر سینما و تئاتر درباره طراحی صحنه "یرما" اظهار داشت: "این اجرا فضای بین واقعیت و رویاست و تنها رنگ قرمز که نشانگر عناصر خارجی و ورود آنها به صحنه است در آن دیده میشود. اتفاقها در ذهن یرما میافتند و در برخی صحنهها با مونولوگهایی این اتفاقات را یادآور میشویم یا روایت میکنیم. به طور کلی تنها زمانی رنگ داریم که عنصری خارجی وارد این فضا میشود."
گلستانی درباره تأثیرگذاری نمایش و همذاتپنداری زنان ایرانی با آن گفت: "فکر میکنم این کار جدیدی است که روی صحنه رفته و لحظاتی را برای جذب مخاطب در خود به همراه دارد. نمیدانم چقدر جذابیت در کار اتفاق افتاده، ولی خود کار در ذات گیرایی و توانایی لازم را دارد که همراه با بازیهای خوب این امر میسر میشود."
وی ادامه داد: "زنانی که به تماشای کار آمده بودند یا از نمایش خوششان آمده بود یا به شدت با آن مخالف بودند. ما سعی کردیم نمایش و فضای آن را به سمت زندگی و موقعیت زن امروزی در جامعه خودمان نزدیک کنیم. به طور کلی نمایش "یرما" یک اثر زنانه است که می تواند با مخاطب زن خود ارتباط برقرار کند."
در ادامه نشست نقد و بررسی نمایش "یرما" در خبرگزاری مهر رضا گوران درباره مفهوم صحنه له کردن گوجه فرنگی گفت: "این صحنه در روز اجرا شکل گرفت. اشکان صادقی هنگام تمرین و اجرا انرژی زیادی دارد و به همین خاطر از خود خلاقیت نشان میهد و ایدههای مختلف ارائه میکند."
کارگردان "یرما" ادامه داد: "این بازیگر پیش از این نقشهای خوان و ویکتور را از همین نمایشنامه ایفا کرده بود و به همین خاطر از او خواستم نقشی متفاوت بازی کند. با اینکه ما در تمرین خیلی با هم سر و کله میزنیم ولی من انرژی صادقی را در نمایش بسیار دوست دارم. وی در این نمایش نیمه مردانه یرما را بازی میکند. به عبارت دیگر همان آنیموس نقش اصلی داستان است که اجرای آن را دشوار میکند. به عقیده من در اجرا همه اتفاقاتی که باید افتاد."
وی درباره افت ریتم نمایش "یرما" در طول اجرا اظهار داشت: "من در جای دیگری همه گفته بودم که شما نگران نباشید ریتم بیفتد، فشارمان که نیفتاده است. این شیوه حضور و نگاهها یک سبک است. چون من اصولا با بازی اغراقآمیز مخالفم و اگر به نمایشی بروم که چنین شیوهای در آن اجرا شود، آن را نگاه نمیکنم و فقط به دیالوگ ها گوش میکنم."
گوران خاطرنشان ساخت: "به عقیده من این شیوه اجرایی مناسب نیست که بازیگر ژست بگیرد و با یک سر غلوشده بازی خود را ارائه کند. تئاتر پر از حضور فردی و انتقال احساس به مخاطب است. به نظر من درون بازیگر باید آکنده از حس باشد، اما راه خروجی آن به بیرون به اندازه سر سوزن باشد. این موضوع میتواند مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد."
کارگردان "یرما" با بیان اینکه نبود نور مناسب به کار لطمه زده یادآور شد: "ریتم حاصل گروهی از مولفهها شامل طراحی صحنه، لباس، نور، بازیها، میزانسن و دیگر عوامل است. ولی نوری که ما برای اجرای این نمایش نیاز داشتیم را نتوانستیم در اختیار بگیریم. وقتی نور مناسب خود را ندارم و فقط از یک نور موضعی استفاده میکنم، نتیجه مورد نظر حاصل نمی شود."
وی درباره تکرار سرنوشت یرما توسط زنان دیگر داستان توضیح داد: "ما قصد داشتیم در تابلو 14 یکی از یرماها مونولوگ ابتدایی شخصیت اصلی را بیان کند. اما با تابلو 13 به این نتیجه رسیدیم که پایانبندی مناسبی برای نمایش یافتهایم و حس کردیم با ارائه تابلو بعدی تماشاگر از اثر دور می شود."
این کارگردان جوان تئاتر در مورد استفاده از گوجه فرنگی در نمایش "یرما" گفت: "احساس من این است که گوجه فرنگی یک دنیای خاصی دارد. حسی که نسبت به دیگر میوهها ندارم. گوجه فرنگی از دیدگاه من جهان مخصوص به خود را دارد. ولی اصل یک چیز است."
وی در مورد دلیل به کارگیری این عنصر در نمایش اعلام کرد: "تکرار یک نماد در صحنه بخشی از میزانسن مدرن است که به یک شکل مشخص ارائه میشود، ولی به طور مرتب تغییر میکند. گوجه فرنگی نمادی از طغیان است که دست به دست میچرخد و به یرما میرسد."
گوران درباره دیگر خصوصیات طراحی صحنه و لباس نمایش گفت: "من همه چیز را ساده دوست دارم. حتی یک فضا و شرایط میتواند باشکوه باشد، اما در اوج سادگی ارائه شود. تئاتر هنر استعاره است و میتوان از وسایل مختلف برای نقطهگذاری در صحنه استفاده کرد. لباس ویکتور بسیار ساده و لباس خوان خیلی معمولی است. به نوعی خشونت این ضخصیت در لباس منعکس میشود. هر چند آرمانی بودن ویکتور و حضور کولیوارش در لباس دیده میشود."
وی ادامه داد: "یرما لباسی شبیه عروس دارد و همان بکر بودن زمان ازدواجش را حفظ کرده است. وی همان دختری است که برای اولین بار به خانه شوهر رفته و تاکنون تغییر نکرده است. تفاوتهای بسیار کوچکی در لباسها با توجه به شخصیت وجود داشت. البته من میخواستم در برخی صحنهها نمای نزدیک داشته باشم که به خاطر شرایط نوری امکانپذیر نشد."
کارگردان درباره نحوه خاص طراحی صحنه "یرما" گفت: "این شیوه نوعی اولویت مدرن است که تماشاگران آشنایی چندانی با آن ندارند. من اعتقاد دارم کارگردان در مقامی نیست که بر یک بخش یا دیالوگ تاکید کند. من سعی دارم مخاطبم را تغییر دهم. صحنه سنگسار را مخاطب مدرن میفهمد. یکنواختی موجود در نمایش مانند مرثیه است. به نظر من آزاردهنده بودن مراسم تدفین در یکنواختی و کشدار بودن است که به شکل دردناک مخاطب را درگیر میکند. من روی کند و سرد پیش رفتن نمایش تعمد داشتم."
وی درباره اینکه امکان برقراری ارتباط مخاطب تئاتر ایران با اثر چقدر است، اظهار داشت: "به عقیده من در تئاتر ما تماشاگر و تماشاگرنما داریم. یک تعداد از تماشاگران تئاتر اکنون به سالنها میآیند و تعدادی دیگر هنوز کشف نشدهاند. نمی توان مخاطب را در نظر نگرفت. تطابق فرهنگی در "یرما" نیز به همین خاطر انجام شده است."
گوران خاطرنشان ساخت: "مخاطبان اصلی ما را زنان جامعه تشکیل میدهند. یعنی زنان امکان برقراری ارتباط بیشتری دارند. چون این اثر در مجموعه مونولوگ یا مرثیه زنان جامعه است. البته روی چالش برانگیز بودن کار نیز دقت کردیم. البته به نظر من آدمی که همه را راضی میکند، نوعی عوامفریبی دارد. این نمایش نیز با همه افراد ارتباط برقرار نمیکند. من به برقراری ارتباط "یرما" با مخاطب خوشبینم."

سهیلا گلستانی بازیگر نقش یرما درباره دشواری بازی اشکان صادقی گفت: "این شخصیت به گونهای بود که نمیشد در چارچوب مشخص به آن اشاره کرد. شیوه بازی وی ملموسترین نوع ایفای نقش بود که به جلوه درونی یرما نزدیک بود. این شخصیت حتی یرما هم نمی توانست باشد."
وی درباره استفاده از نماد گوجه فرنگی در این نمایش اظهار داشت: "گوجه فرنگی نماد زنانگی است. در اسپانیا یکروز به عنوان جشن گوجه فرنگی برگزار میشود. همچنین این نماد ما را به سمت معاصر بودن سوق می داد. در صحنه این نماد فضای خاص خودش را داشت. لازم به وارد کردن عنصر دیگری نداشتیم."
اشکان صادقی درباره ایفای نقش خود در نمایش "یرما" گفت: "این نقش نسبت به کارهای قبلی من بیشتر فرافکن بود. این نقش به نوعی غمگین و افسرده بود و به نوعی دغدغه درونی یرما را به تصویر می کشید. این خصوصیات موجب می شد در اجرای نمایش روندی به وجود بیاورد."
وی ادامه داد: "این شخصیت جمله بامزهای دارد؛ خدا همه کارهایش را کرده است. این شرایط موجب شد من به شیوه به خصوص بازی در این نمایش برسم و بسیار راحت باشم. من سعی داشتم نقشی را بازی کنم که به صورت واقعی وجود نداشت. این نقش چون ما به ازاء بیرونی نداشت که بتوانم از آن تقلید کنم، کار دشوار میشد. من وجه مرد آرمانی یرما را نیز به نوعی بازی میکردم."
این بازیگر با اشاره به دیگر جنبههای این شخصیت گفت: "من شخصیت آنیموس هستم. یعنی نیمه دیگر یرما و سعی کردم این وجه از کار را دربیاورم. این کاراکتر باید به نوعی اجرا میشد که انگار هیچ فاصلهای میان ما وجود ندارد. این اتفاق با راحت بودن من در صحنه شکل میگرفت که باید دور از دغدغه مخاطب و جشنواره و داورها ارائه میشد." |